با چه مي توان عشق را به بند جاودان کشيد؟
با چه مي توان عشق را به بند جاودان کشيد؟
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فرداست بهشت همچون کف دست
وحشی بافقی
زر و زور و تزویر! هر کجا که جز تکرار این سه حرف، حرف دیگری زده ام پشیمانم!
دکتر علی شریعتی
یادتان باشد که زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکر شما میتواند دشمن شما باشد.
راه عشق ورزیدن به چیزی، این است که بدانیم شاید از دستمان برود.
دو چیز انسان را از پا می اندازد ،
بی خوابی و نا امیدی
زرتشت درکنار درختی استراحت میکرد که ماری او را میگزد.
فریادی میکشد و مار را میبیند. مار که با دیدن صورت زرتشت او را شناخته بود خجل از او عذرخواهی میکند ، و زرتشت در حالی که از درد به خود میپیچید میگوید:
بیا زهرت را پس بگیر، تو آنچنان توانگر نیستی که آنرا به من ببخشی!
و مار چنین کرد........
چنین گفت زرتشت