زر و زور و تزویر! هر کجا که جز تکرار این سه حرف، حرف دیگری زده ام پشیمانم!
دکتر علی شریعتی
زر و زور و تزویر! هر کجا که جز تکرار این سه حرف، حرف دیگری زده ام پشیمانم!
دکتر علی شریعتی
یادتان باشد که زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکر شما میتواند دشمن شما باشد.
راه عشق ورزیدن به چیزی، این است که بدانیم شاید از دستمان برود.
دو چیز انسان را از پا می اندازد ،
بی خوابی و نا امیدی
زرتشت درکنار درختی استراحت میکرد که ماری او را میگزد.
فریادی میکشد و مار را میبیند. مار که با دیدن صورت زرتشت او را شناخته بود خجل از او عذرخواهی میکند ، و زرتشت در حالی که از درد به خود میپیچید میگوید:
بیا زهرت را پس بگیر، تو آنچنان توانگر نیستی که آنرا به من ببخشی!
و مار چنین کرد........
چنین گفت زرتشت
قلم توتم من است، توتم ماست، به قلم سوگند، به خون سياهي که از حلقومش ميچکد سوگند، به رشحه خوني که از زبانش ميتراود سوگند، به ضجههاي دردي که از سينه اش برميآيد سوگند... که توتم مقدسم را نميفروشم، نميکشم، گوشت و خونش را نميخورم، به دست زورش تسليم نميکنم، به کيسه زرش نميبخشم، به سرانگشت تزويرش نميسپارم، دستم را قلم ميکنم و قلمم را از دست نميگذارم، چشمهايم را کور ميکنم، گوشهايم را کر ميکنم، پاهايم را ميشکنم، انگشتانم را بند بند ميبرم، سينهام را ميشکافم، قلبم را ميکشم، حتي زبانم را ميبرم و لبم را ميدوزم...اما قلمم را به بيگانه نميفروشم .
قلم توتم من است،امانت روح القدس من است، وديعه مريم پاک من است، صليب مقدس من است، در وفاي او، اسير قيصر نميشوم، زرخريد يهود نميشوم، تسليم فريسيان نميشوم. بگذار بر قامت بلند و راستين و استوار قلمم به صليبم کشند، به چهارميخم کوبند، تا او که استوانه ي حياتم بوده است، صليب مرگم شود، شاهد رسالتم گردد، گواه شهادتم باشد، تا خدا ببيند که به نامجويي، بر قلم بالا نرفتهام، تا خلق بداند که به کامجويي بر سفره گوشت حرام توتمم ننشتهام. تا زور بداند، زر بداند و تزوير بداند کهامانت خدا را، فرعونيان نميتوانند از من گرفت، وديعه عشق را قارونيان نميتوانند از من خريد و يادگار رسالت را بلعميان نميتوانند از من ربود... قلم زبان خداست، قلمامانت آدم است، قلم وديعه عشق است، هرکسي توتميدارد. و قلم توتم من است.
دکتر علی شریعتی

یک بار از یک مرد برمهای پرسیدم: قرنها بود که در این کشور زنها پشت سر مردها راه میرفتند حالا، چطور شده که جلوتر از مردها راه میروند؟
او جواب داد: چون مینهای خنثی نشده زیادی از زمان جنگ باقی مانده است.
رابرت مولر